بوسه بوسه بوسه غارت میکنم  

بوسه بوسه بوسه غارت میکنم..........................گر ندادی بوسه ای والا شکایت میکنم
اهل دینم اهل تقوا اهل زهد.......................من به معراج لبت هر شب عبادت میکنم
من نمیترسم زبند وکند و زنجیر عدو.............................پیش قاضی القضات جان و حکایت میکنم
گر ندادی بوسه ای کافر و مطلق میشوی.........................من شکایت از تو پیش خدایت میکنم
تیر مژگانت رها کن کشته عشقت شوم.............................من به طاق ارویت هرشب زیارت میکنم
صالح ام دزدانه ایم امشبی در کوی دوست...........................گل بوسه

ادامه مطلب  

"خاك مي خندد"(افسانه ي باران)  

آسمان پرشور است... وحشیانه و با عشق...
می بوسد... هزارتا و هزارهزارتا و زیاد...
بوسه ها نرمند... خیس و كوچك... 
بوسه ها پرشورند و تند... 
خاك سیاه است... سفت و سرد... خاك از زیبایی چیزی نمی داند... از عشق چیزی نمی داند... خاك سخت است... سنگ بوده... خرد شده و شكسته... 
بوسه ها نوازشش می كنند... در گوشش نجوا می كنند... بوسه ها می بوسندش...
زیاد... خیس ... و پر از حس آبی بودن...
.. خاك آرام خودش را تكان می دهد تا بهتر بشنود... خاك... خیس می شود... خاك... نرم می شود... خاك دیگر سیاه نی

ادامه مطلب  

شعر " بوسه " از سارا تیس دیل  

 
بهار بود که استفان مرا بوسیدرابین در پاییزاما کالینفقط نگاهم می‌کردهیچ وقت مرا نبوسیدبوسه‌ی استفان از سر شوخی بودبوسه‌ی رابین در پی بازی بوداما بوسه‌ای در چشم‌های کالین هست که تمام اوقات شبانه‌روز مرا تعقیب می‌کند
سارا تیس دیل
لینک کانال تلگرام

ادامه مطلب  

شعر " بوسه " از سارا تیس دیل  

 
بهار بود که استفان مرا بوسید
رابین در پاییز
اما کالینفقط نگاهم می‌کردهیچ وقت مرا نبوسیدبوسه‌ی استفان از سر شوخی بود
بوسه‌ی رابین در پی بازی بود
اما بوسه‌ای در چشم‌های کالین هست
که تمام اوقات شبانه‌روز مرا تعقیب می‌کند.
سارا تیس دیل
لینک کانال تلگرام

ادامه مطلب  

 

اولین بار پیشانی ام را بوسید!بوسه اش آنقدر داغ بود که تمام وجودم را سوزاند...وقتی در آغوشش بودم، تنش به حدی گرم بود که یک لحظه احساس کردم کوه آتشفشان را در آغوش کشیدم. همان قدر با عظمت و گرم!فهمیدم می شود به راحتی برای سالها به گرمای تنش اعتماد، و به وجودش تکیه کرد. همه ی اینها را از همان بوسه ی پیشانی فهمیدم.می گفت: دوست دارم عشق را از بالاترین حدش آغاز کنم. می گفت، عشقی که از لب ها آغاز شود، روزی با گفتن کلمه ی دوستت ندارم، از همان لب ها بر چیده م

ادامه مطلب  

 

امن وآرام...
لحظه هایی که سراسر بوی محبت میداد....
چشم میبندم...
گرمی بوسه ای را احساس میکنم ...
چه شیرین است اولین بوسه عاشقانه....
برای یاد آوری باز هم چشم می بندم ....
چه فکر میکردم چه شد...
تاوان بوسه های عاشقانه چه سنگین بود....
آری
گفته بودند که...
دهانت را می بویند....
مبادا گفته باشیدوست دارم...
اما من هراسی ندارم....
انقدر میگویم دوست دارم...
تا....
بوی ان عالم را فراگیرد...

ادامه مطلب  

 

مهری بزن از بوسه به پیشانی سردم   بد نام که هستیم به اندازه ی کافی!   تلخینه ی آمیخته با هر سخنت را   صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی!  چندی ست که سردم شده دور از دم گرمت  بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی...  علیرضا بدیع...................................................................... در انتظار زمستانم با شالگردنی از بوسه ...

ادامه مطلب  

قشنگ است.......  

به كسی كینه نگیریددل بی كینه قشنگ استبه همه مهر بورزیدبه خدا مهر قشنگ استدست هر رهگذری را بفشارید به گرمیبوسه هم حس قشنگی استبوسه بر دست پدربوسه بر گونه مادرلحظه حادثه بوسه قشنگ استبفشارید به آغوش عزیزانپدر و مادر و فرزندبه خدا گرمی آغوش قشنگ استنزنید سنگ به گنجشکپر گنجشك قشنگ استپر پروانه ببوسیدپر پروانه قشنگ استنسترن را بشناسیدیاس را لمس كنیدبه خدا لاله قشنگ استهمه جا مست بخندیدهمه جا عشق بورزیدسینه با عشق قشنگ استبشناسید خداهر كجا ی

ادامه مطلب  

هزار و یک شب  

در هوایی که شمیم و عطر گیسویت نبودبوسه ای بر روی ماه و چشم و ابرویت نبود
آمدم تا در کنار تو لبی سیراب سازم عاقبتجرعهء آبی به کامم نه ، عشق در جویت نبود
آمدم تا قصه ای از یکهزارویکشبت باشم ولیدر گلستان نگاهم ، عکسی از رویت نبود
چشم تو افسونگری را خوب میدانست لیکبر نگاهت قصه ای از سحر و جادویت نبود
طعم آغوش بهارین ات خزانش دور بادطعم شیرینش دگر بر دور بازویت نبود
بوسه ات درمان درد بی دوایم بود حیفمرهمی از بوسه ات در شرح دارویت نبود
#مهدی_نوروزی
ht

ادامه مطلب  

بوسه های مجازی  

.
بوسه های مجازی... !
هوسهای سرد... !
آغوشهای خیالی... !
حرفهای مبهم... !
احساساتی از جنس دکمه های کیبورد... !
و این است سرانجام عشقهای امروزی... !
.
#یکی_بود.... و #یکی_نابود.... !
.
.
.
#شرح
#حال
#خیلیا
#خدایاعشق_پاک_راقسمت_جوانان_بگردان
#علی_علی

ادامه مطلب  

 

باز باران که باز در پاییز،هشتپر را بیا قدم بزنیمزیرِ چتری که هست در دستم،باز از روزِ خوب دم بزنیم
تویِ میدانِ شهر از سرما،بی هوا ما همو بغل بکنیمچشم ها خیره شن به ما اما،بوسه بر گونه های هم بزنیم
یا که پاییزِ زرد وقتی رفت،کاش از چشم ها حذر نکنیماین زمستان اگر که برفی شد،شهر را یکسره به هم بزنیم
بوسه را زیر چتر دیگر نه،بوسه را رویِ برف ها بدهیمبعد بر رویِ برف با انگشت،دوستت دارمو قلم بزنیم
من یقین دارمو...که می دانم،آه هرگز نمی شود منو تودر زمس

ادامه مطلب  

با اجازه؟  

با اجازه میتوانم جان بقربانت کنم؟یا به صرف بوسه ای یکدفعه مهمانت کنم؟
چشم تو چون جام می میماند و من در کفشمن لبم را میتوانم مست چشمانت کنم؟
ای فرشته ای پری ای حضرت خوبی و عشقمیشود روزی تو را پا بند انسانت کنم
سرو آزادم بگو در کنج آغوشم تو را
میشود آیا کمی در بند و زندانت کنم؟
من که گمراه رهت، راه تو اما اصل دینمیشود یک دم تو را بی دین و ایمانت کنم؟
آفرین بر خالقت، احسنت بر دستان اوجای ایزد میشود بوسه به دستانت کنم؟
پای پیمانت نماندی و ندادی بوس

ادامه مطلب  

تو همچون مادیان های ارابه فرعون، زیبایی ×  

تو شبیه زمینی حاصل خیز و من کشاورزی که سرزمین آبا و اجدادی اش را ترک نمی کند. کشاورزی شکرگزار و زمینی مستجاب الوعده. بهشتی همواره. زیبا. چهار فصل...
شبیه یک نوع همزیستی مسالمت آمیز. نفس در مقابل نفس. آه در برابر آه و بوسه. بوسه... بوسه انگار که تعاملی شیطنت آمیز بین دو جانداری که بنا به نواقص ژنتیکی برای بقا نیاز به زندگی در کنار یکدیگر دارند.
 
× غزل غزل های سلیمان

ادامه مطلب  

آخر خیال  

 
بیهوده بود حافظ و عطار می‌شدمباید غزل‌سُرای تو دلدار می‌شدمهر روز فکر می‌کنم ای کاش بودی واین صبح با سلام تو بیدار می‌شدمشب پای ناز و غمزه‌ی تو پیر می‌شدمبا بامداد چشم تو بیمار می‌شدمتا دست روی این دلِ خون می‌گذاشتیبا سِحر دست‌های تو تیمار می‌شدمجبراً شهید عشوه‌ی تو می‌شدم ولیدر طرز انتقامم، مختار می‌شدم:با شرم اگر به گونه‌ی من بوسه می‌زدیصد بوسه از لب تو طلبکار می‌شدم!غرق غرور می‌شدم از بودن تو ودر ترسِ رفتن تو گرفتار می‌شدم

ادامه مطلب  

قشنگ است.......  

 
به كسی كینه نگیریددل بی كینه قشنگ استبه همه مهر بورزیدبه خدا مهر قشنگ استدست هر رهگذری را بفشارید به گرمیبوسه هم حس قشنگی استبوسه بر دست پدربوسه بر گونه مادرلحظه حادثه بوسه قشنگ استبفشارید به آغوش عزیزانپدر و مادر و فرزندبه خدا گرمی آغوش قشنگ استنزنید سنگ به گنجشکپر گنجشك قشنگ استپر پروانه ببوسیدپر پروانه قشنگ استنسترن را بشناسیدیاس را لمس كنیدبه خدا لاله قشنگ استهمه جا مست بخندیدهمه جا عشق بورزیدسینه با عشق قشنگ استبشناسید خداهر كجا

ادامه مطلب  

از بوسه تا غزل  

عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کندیار با چشم خمار و مست تب دارت کندعشق یعنی شب برایت شمع روشن میکندآن لباسی که دلت میخواست را تن میکندعشق یعنی بوسه های دزدکی در کوچه هاپایِ کوه و دست های قرمز از آلوچه هاعشق یعنی یک نسیم آن روسری را شل کندناگهان هم غیرت مردانه ی او گل کندعشق یعنی هرکجا باهم همیشه تا ابدتا ته دنیا تورا هرجا که خواهد می بردشهر را با او پیاده بارها هی گز کنیاو برایت شعر میخواند برایش حظ کنیعشق یعنی شعرهایت را همیشه از بر استعشق ی

ادامه مطلب  

تیمم عشق  

به دستهایت بیاموز تیمم عشقدر روزگار بی هویت عاطفه هاو شهادت عشق
به چشمانت بیاموز صداقت راکه بر چشمانت دروغ نازیباست
به قلبت بیاموز دوست داشتن راکه بی بهانه زیستنهمچون علف هرزیستکه بیهوده می روید
و به لبهایت بیاموز قداست بوسه راکه لیاقت هر پروانه ایبوسه بر گل نیست
شهد شیرینت ارزانی عشق باد
#مهدی_نوروزی
http://telegram.me/mehdi_nowroozi

ادامه مطلب  

زمستان 86؛ خاطره یک بوسه عاشقانه  

برف امروز من را به یاد زمستان 86 انداخت. زمانیکه از اصفهان برگشتم و با عشقم قرار ملاقات داشتم. آنروز برای اولین بار او را بوسیدم. لذت بخش ترین بوسه تمام زندگی ام در یک روز سرد زمستان رقم خورد!
آنروز او با اتومبیلی که به تازگی خریده بود به سراغم آمد. هوا خیلی سرد بود و برف تمام زمین را پوشانده بود. با نظر من به محله قدیمی خانه پدری چند خیابان پایین تر رفتیم. همانجا که بیشتر دوران کودکی را در آنجا سپری کردم. هوا آنقدر سرد بود که نتوانستیم از اتومبیل

ادامه مطلب  

 

 
دوست دارم که تو را«شعر» بگویم ؛ غزلم!
به تو هی « جان من » و « عمر» بگویم ؛ عسلم!
 
دوست دارم که تو را سیر بنوشم؛ ای عشق !
حس کنم عطر نفس های تو را در بغلم
 
تو که تقدیر منی حال مرا زیبا کن
مهر تو گشته عجین با دل من از ازلم
 
من شدم عاشق شهری که تویی یوسف آن
به زلیخا شدنم شهره و ضرب المثلم
 
کلماتم همه درگیر تو و عشق تواند
مثنوی ! شعر سپیدم ! هیجانم ! غزلم !
 
می نویسم دوسه خط بوسه ی پنهانی را
طاقتش نیست به این بوسه ؛ نه کاغذ ؛ نه قلم
 
من بهم ریخته ام اصل ه

ادامه مطلب  

 

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلملب نمیبیند دگر اخطار و انکارت گلم
سرخی از لبهای تو مهمان شود برگونه امسخت میریزد به هم سر خط افکارت گلم
لحظه همراهی چشمان تو با چشم مننم نم احساس تو از دیده میبارد گلم
عشق در این معرکه میتازد و دل میبرداز من عاشق دمی وز قلب بیمارت گلم
شوق و شور و شراب ناب انگوری کنوندر حریم عشق بر لب بوسه میکارم گلم
صحبت روی تو را چشمم نمیبخشد به کسدولت عشق است چون، باشم خریدارت گلمدولت عشقم تویی اسرین و دلدارم توییعاشق اسرین

ادامه مطلب  

کوچه.....به یاد استاد مشیری  

کاش #فریدون_مشیری بود و باز ازخودش یک شعر دیگر می سرود!کاش با یک خاطره از کوچه اش از دلم غمهای شب را می زدود!
کاش بازهم در شب مهتابیم می گذشتی از کنار پنجره!کاش ازشوق تو هر شب میشدم یک بغل احساس، شوروخاطره!
کاش با جام شراب بوسه ات می کشیدی در برم، با یک نگاهمی شدم محو دوچشم مست تو می نشستیم باز هم در نور ماه
کا ش جای خالی در شبهای تو ماه بوسه، برلب من می گذاشتکاش از یاد تو هر شب تا سحر آسمان چشم من باران نداشت
کاش می شد باز می دیدم شبی می شوم بیدار ا

ادامه مطلب  

ع  

 
این تن خسته به هر رو خاک میشه. نوازش دست‌های محبوب اونرو در برابر خاک شدن طلسم نمی‌کنه. تن‌های خوب، تن‌های بد. زشت، زیبا. گناهکار، بی‌گناه. ظالم، مظلوم. برای طبیعت تفاوتی نداره. و کیه که بتونه بگه از خاک ظالم، گل‌های وحشی خوشبو نخواهد رویید یا از خاک قدیس، خار؟
طبیعت. طبیعتِ مادر. زمینِ زن. "گایا"ی زاینده و میرنده. که فرزند خوب و بدش رو به یک اندازه می‌خواد. به یک اندازه در بر می‌کشه. به یک اندازه نوازش می‌کنه. به یک اندازه می‌بوسه. بوسه‌ی

ادامه مطلب  

10  

دقیقا نمیدانم چه چیزی دوست داری....چه نوع شب بخیر گفتنی مثلا! یک بوسه از گونه ات کفایت میکند؟یا باید قلقلکت بدهم ! تلافی کنی...بخندیم خسته شویم دستانت رابگیرم و....خواب!
من که دوست دارم نگاهت کنم....برق چشمانت را به بودن خودم نسبت بدهم
برای بار هزارم بپرسم: دوستم داری؟
با بوسه ای از لب ها جوابم را بگیرم
خوشبختی فعلا یک رویاست...
شب بخیر عزیزم

ادامه مطلب  

شعر حضرت زینب سلام الله علیها_شام بلا  

#حضرت_زینب #مصائب_شام 
@madhe14
 
 
نگاهش را به چشمت دوخت زینب
ز چشمان تو صبر آموخت زینب
به لب های تو می زد چوب، بوسه
به پیش چشم تو می سوخت زینب
@madhe14
 
فدای ذکر یارب یارب تو
چه اشکی دارد امشب زینب تو
به لب آورده جان کاروان را
به هر چوبی که می زد بر لب تو
 
تمام روضه آن شب بر ملا بود
گمانم کربلا در کربلا بود
بمیرم بوسه های خیزرانی
فقط یک روضه ی طشت طلا بود
 

ادامه مطلب  

چه ندانی.... چه نخواهی!  

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخوانی چه برانی دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی ایستادم به ارادت چه بود گر بنشینی بوسه ای بر لب عاشق چه شود گر بنشانی می توانی به همه عمر دلم را بفریبی ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی جانی از بهر تو دارم چه بخوا

ادامه مطلب  

...!  

 
می شود آنقدر بوسه بارانم کنی که خواب ببرد مرا... ؟می شود جوری صدایم کنی که قند توی دلم آب شود... ؟می شود بنشینم کنار دستت،دستت را بیاندازی دور گردنم،بینی ات را بچسبانی به بینی ام،چشم بدوزی به چشمم،دیوانه ام کنی...؟می شود آنقدر حریصانه و یکریز " دوستت دارم " بگویی، که دیگر گوشم بدهکار هیچ حرف حسابی نباشد....؟می شود دستهایت فقط گره دست های من شود...؟تو با من قدم بزنی،من به آدم ها فخر بفروشممی شود راه بیایی با دلم...؟می شود بغلم کنی،سرم را بگذارم روی

ادامه مطلب  

 

شکر ایزد را که دیدم روی تو

یافتم ناگه رهی من سوی تو
 


چشم گریانم ز گریه کند بود

یافت نور از نرگس جادوی تو
 


بس بگفتم کو وصال و کو نجاح

برد این کو کو مرا در کوی تو
 


از لب اقبال و دولت بوسه یافت

این لبان خشک مدحت گوی تو
 


تیر غم را اسپری مانع نبود

جز زره‌هایی که دارد موی تو
 


آسمان جاهی که او شد فرش تو

شیرمردی کو شود آهوی تو
 


شاد بختی که غم تو قوت او است

پهلوانی کو فتد پهلوی تو
 


جست و جویی در دلم انداختی

تا ز جست و جو روم در جوی تو
 


خاک ر

ادامه مطلب  

پایان  

وقتی یک رابطه تمام میشود بر سر ان بوسه ها چه میاید ؟ بر سر تمام ان دوستت دارم ها ؟ ان دلتنگی ها کجا پنهان میشوند؟ ان مراقبه خودت باش ها ؟ شک میکنی به همه چیز...نکند از اول هم عشقی و احساسی نبوده ...نکند حست تو را فریب داده ؟ شک میکنی به همه چیز و بعد از ان زندگی سختتر میشود ...یکباره احساست را دیگر باور نمیکنی...و این سرآغاز ویرانی توست ...هر بار که عاشق شوی پا پس میکشی ...به خودت ... به او ...به احساسات دیگر اعتماد نداری ...بوسه دیروز تو میشود حایل امروز لب

ادامه مطلب  

تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه !  

 
اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه!از دل گنبد تو بانگ اذان می آیدتو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟می گدازی و تنت بر بدنم می باردعلت زلزله هایی و گسل یعنی چه؟می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوببه من آموخته ای رد و بدل یعنی چیه؟وقتی از گرمی آغوش تو برمی خیزمتازه می فهمم که روز ازل یعنی چهمن و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیممعنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چهشعرها رو به افولند و درون مایه ی توپاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!آرش

ادامه مطلب  

می شود....  

می شود آنقدر بوسه بارانم کنی که خواب ببرد مرا... ؟ می شود جوری صدایم کنی که قند توی دلم آب شود... ؟ می شود بنشینم کنار دستت، دستت را بیاندازی دور گردنم، بینی ات را بچسبانی به بینی ام، چشم بدوزی به چشمم، دیوانه ام کنی...؟ می شود آنقدر حریصانه و یکریز " دوستت دارم " بگویی، که دیگر گوشم بدهکار هیچ حرف حسابی نباشد....؟ می شود دستهایت فقط گره دست های من شود...؟ تو با من قدم بزنی، من به آدم ها فخر بفروشم می شود راه بیایی با دلم...؟ می شود بغلم کنی، سرم ر

ادامه مطلب  

بوسه ...  

گفتم که دلتنگم بیا  

گفتم که دلتنگم بیا ای آنکه درمان منیگفتی کنارم هستی و همواره در جان منی
گفتم نمانده در دلم شوری دگر از عاشقیگفتی اگر لیلی شوم ، مجنون و حیران منی
گفتم مرا با بوسه ای از عشق مهمانم نماگفتی همیشه یک بغل از بوسه مهمان منی
گفتم که دیگر بعد تو نوری ندارد محفلمگفتی که شمع روشن هر جمع پنهان منی
گفتم بمان با رفتنت مشکن تو پیوند مراگفتی که درعشق وجنون هم عهد وپیمان منی
گفتم که عکست مانده در چشمان خیسم تا ابد گفتی که هرشب تا سحر در اشک چشمان منی
گفتم برا

ادامه مطلب  

معادله پوچ  

آغوشترکیب پیچیده ای استاز من تا خیال توکه هر شبمثل سایهروی دیوار خانه مى افتداز من تا جرات بوسیدن اواز او تا پرسشی تلخچه بوسه شیرینی دوستم داری ? مگه نهنمیشه کسی رو دوست نداشت و اینطوری بوسیدشاز من تا سکوت محض فریادی اما هست رو که گرفتی نه فقط من که عشق هم بی آبرو شد من در هر بوسه او را آینه وار تکرار میکنم مترسک زیبای دوست داشتنی رازهای مگوی بسیاری هستآری آغوش ترکیب پیچیده‌ای است از من تا ایستادن روی پنچه پاهایم برای دوره کردن خاطره لمس لبه

ادامه مطلب  

امدم دزدانه امشب بوسه بارانت کنم  

آمدم دزدانه امشب بوسه بارانت کنم

 

 


 

 

با لب گلگون و شیرین فتنه در کارت کنم


آمدم با بوسه ای دل خانه جانان کنی

 

 


 

 

جان دهم، دل را بگیرم مست و شیدایت کنم


رند و عاشق آمدم تا یار دلجویت شوم

 

 


 

 

سرمه چشمانت کشانم شانه زلفانت کنم


جان من دستم بگیر تا جان بقربانت شود

 

 


 

 

در بهار سبز چشمانت بمیرم یا تمنایت کنم


لحظه­ای با من سخن گو مست وحیرانت شدم

 

 


 

 

راز دل با تو بگویم تا که بی خوابت کنم


ای دو چشم ناز دلبر یکدمی بیدار شو


ادامه مطلب  

برای امام حسن (ع)  

پشت زمین را سوره صبرت کمان کرده ست
باغ پر از شعر بهاری را خزان کرده ست
آنقدر خوبی که به شوقت «یاکریم» ی … آه
در بین آیات قنوتت آشیان کرده است
دست کریمت دوستان و دشمنانت را
بر سفره های مهربانی، میهمان کرده ست
تنهایی و هجران، به همراه غم و غربت…
دست خداوندی تو را هم امتحان کرده ست
تیری برای بوسه بر تابوتت آماده ست
تیری برای بوسه؛ جسمت را نشان کرده ست
با نام تو هر روضه خوانی شعله می‌گیرد
داغ تو حتی آسمان را نوحه خوان کرده ست
داغ تو سنگین است ای آق

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید جمشید گرکانی بنام گل بوسه  

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای جمشید گرکانی بنام گل بوسه ...
Download New Music Jamshid Garakani – Gole Booseh
ترانه و آهنگ : جمشید گرکانی , تنظیم ، میکس و مسترینگ : وحید خدایی
گیتار و فلوت : وحید خدایی
.
  ۩۞۩ رنگین كمان دانلود ، آپ موزیک ۩۞۩

ادامه مطلب  

 

فواید بوسه در روابط زناشویی
توسط MADMIN۵ خرداد ۱۳۸۷تعداد مشاهده : 465,430
تغییر سایز فونت :
A A A

 

اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.
 

ادامه مطلب  

گل انتظار  

ز رهرسیدی و با خود بهار آوردی چراغ روشن شبها ی تار آوردی به عطر سوسن ده رنگ چون نسیم امید ز در در آمدی و صد بهار آوردی نسیم وار وزیدی به روح خسته من ز دشت سوخته ام گل به بار آوردی به پای تو گل سوسن ز بام و در می ریخت چو عطر خویش به هر رهگذار آوردی تو آمدی و به نیروی چشم شیر افكن نگاه نافذ آهو شكار آوردی پرند زلف فرو ریختی به شانه ی من برای جلگه ی تن آبشار آوردی دلم ز نرمی گلهای بوسه صید تو شد لب حریری پروانه وار آوردی چو زلف تو دل سرگشته را قرار نبود

ادامه مطلب  

فریدون مشیری  

  "بوسه"

 
شب دودلداده درآن کوچه ی تنگ        مانده درظلمت دهلیزخموش        اختردوخته برمنظرچشم         ماه بربام سراپاشده گوش!          درمیان بودبه هنگام وداع         گفتگویی به سکوت وبه نگاه
       دیده ی عاشق ولعل لب یار         دل معشوقه وغوغای گناه              عقل روکردبه تاریکی ها         عشق همچون گل مهتاب شکفت،     عاشق تشنه لب بوسه طلب          همچنان شرح تمنامی گفت          سینه برسینه معشوق فشرد          بوسه ای زان لب شیرین بربود    دخترا

ادامه مطلب  

قسمت 91 کوسم سلطان - ماه پیکر 91  

 
قسمت 91 کوسم سلطان - ماه پیکر 91
 
دانلود قسمت 91 ماه پیکر ( کوسم سلطان )

www.stage2.ir/دانلود-قسمت-91-ماه-پیکر--کوسم-سلطان-/


۲۶ تیر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - خلاصه قسمت آخر سریال کوسم سلطان یا سریال ماه پیکر که عکس های ... که این سریال داستان زندگی ماه پیکر یکی از زنان تاریخ ترکیه می باشد.


دانلود قسمت 91 سریال کوسم سلطان

dehkadenews.ir/دانلود-قسمت-91-سریال-کوسم-سلطان.html



۳ روز پیش - ۱ ساعت پیش - tareenha.xyz/post/?q=کوسم+سلطان+قسمت+88+نماشا. کوسم سلطان قسمت 88 نماشا. ... خلاصه قسمت آ

ادامه مطلب  

۳۰۰ کلیسا در ایران جشن کریسمس می‌گیرند  

به گزارش «شیعه نیوز»، مسئول امور اقلیت‌های کشورمان با اشاره به اینکه اقلیت‌ها در ایران از مسیحی تا یهودی و زرتشتی براساس قانون اساسی ایران و اصل 13 آزادانه می‌توانند به امور شرعی و دینی خود بپردازند، اظهار داشت: حتی اقلیت‌ها در ایران برای خود نماینده در مجلس شورای اسلامی کشورمان دارند. وی با بیان اینکه در ایران مسیحیان به دو اقلیت آشوری و ارمنی شناخته می‌شوند، گفت: در ایران بالغ بر 300 کلیسا وجود دارد و برخی از این کلیساها از جمله در دو اس

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1